تبلیغات
و سپس هیچ نبود - احساس

و سپس هیچ نبود

احساس

نشسته ماه بر گردونه عاج .

به گردون می رود فریاد امواج .

چراغی داشتم، كردند خاموش،

خروشی داشتم، كردند تاراج ...

 

 

 



[ سه شنبه 27 مهر 1389 ] [ 04:15 ب.ظ ] [ آوا موسوی ] [ نظرات() ]