تبلیغات
و سپس هیچ نبود - عید داره میااااد

و سپس هیچ نبود

عید داره میااااد

بهار سپری شد

 

بی شكوفه لبخندی از تو

 

و تابستان بی عطش جرعه ای عشق

 

و پاییز بی خش خش گامهای تو

 

من اما زمستان سرد را دوام نمی آورم

 

بیا با مشتی از برف

 

من از انگشتهایت بوسه می چینم 

 

و بهار از دست های تو آغاز می شود .

 

Wall-Pars-Gallery1043 (click to view)

 



[ جمعه 27 اسفند 1389 ] [ 02:52 ق.ظ ] [ آوا موسوی ] [ نظرات() ]