تبلیغات
و سپس هیچ نبود - من....

و سپس هیچ نبود

من....

         تمام شعرهایم پوچ و رویاست

فقط این واژه های زرد اینجاست

تمام آرزوهام سوخته بودند

چرا پس این دلم باز هم در آنجاست؟

صمیمی هستم ولی مهری ندیدم

همه بی مهریا ارث دل ماست

به یاد چشم تو دیوانه گشتم

عبور قلبم از شهر چشماست

بقرآن من از این دنیا بریدم

صمیمی خسته ی شبهاست شبهاست

تمام لحظه ها از دست رفته

فقط امید من فرداست فرداست

همه شب چشم در راه تو هستم

همه شب های من شب های یلداست

غزلها غرق در یاد دل توست

دو چشمم در غمت دریاست دریاست

فقط بگذار این را من بگویم

كه اینجا یک شهاب تنهاست تنهاست



[ چهارشنبه 15 دی 1389 ] [ 04:10 ب.ظ ] [ آوا موسوی ] [ نظرات() ]