تبلیغات
و سپس هیچ نبود - نشانی

و سپس هیچ نبود

نشانی

من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم:

 درعصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد

 کوچه پس کوچه های تنهایی شو! کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کناربیدمجنون خزان

زده و کنارمرداب ارزوهای رنگی ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو!

حریر غمش را کنار بزن! مرا می یابی



[ سه شنبه 25 آبان 1389 ] [ 09:57 ب.ظ ] [ آوا موسوی ] [ نظرات() ]