تبلیغات
و سپس هیچ نبود - نخواهی...

و سپس هیچ نبود

نخواهی...

دستهایم برایت شعر مینویسد اما تو هرگز نخواهی خواند

 آتش عشق در چشمانم غوطه می زند ولی تو نخواهی  دید

 تو هرگز مرا
نخواهی فهمید

و من با این همه اندوه از كنارت خواهم گذشت

 و باز تو درك نخواهی كرد



[ سه شنبه 25 آبان 1389 ] [ 09:25 ب.ظ ] [ آوا موسوی ] [ نظرات() ]