تبلیغات
و سپس هیچ نبود - برای بهترینم

و سپس هیچ نبود

برای بهترینم

سالهاست که در انتظارت هستم،در انتظار عشق تو مدتهاست در کلبه ی تنهایی ام بدون تو زندگی می کنم.

آرزوی من رسیدن به تو است،تو گوهر گمشده ی منی.

درتنهایی هایم به تو می اندیشم.یادتو حجم شبهایم را پر می کند.من باتو عشق را معنا می کنم.بیاو مال من باش.تو بیاو لحظه های عاشقانه رو به من هدیه بده.

در این تنهایی فقط بودن تورا می خواهم.

                                 بیاو با من عشق را آغاز کن

شبها می نشینم به هوای چشمانت ،می خواهم وقتی آمدی به چشمانت نگاه کنم و بگویم تو ستاره ی شبهای منی،تو روشنی عشق منی...،بیا که من تشنه ی چشمانت هستم .

با یک اشاره از تو،عشقم را به تو هدیه می کنم.بیا و یک لحظه آرامم کن.

دیدن تو در کنارم و نوازش دستان تو عشق من را ابدی می کند

                            بیا که نبودنت مرا آزار می دهد

ای آشنای مهربان،بیاو با من بمان،بیا که می خواهم قلبم را به تو تقدیم کنم...

                       تورا تنهای تنها دوست دارم

 

 

 



[ شنبه 22 آبان 1389 ] [ 08:33 ب.ظ ] [ آوا موسوی ] [ نظرات() ]