تبلیغات
و سپس هیچ نبود - به خاطر چی؟؟؟

و سپس هیچ نبود

به خاطر چی؟؟؟


پرسید: به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم باتمام وجود


داد بزنم به خاطر تو ، بهش گفتم: به خاطرهیچکس...


پرسید پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم داد می کشید


به خاطر تو ، با یه بغض غمگین بهش گفتم: به خاطرهیچکس...


ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی؟


در حالی که اشک تو چشماش جمع شده بود گفت:


به خاطرکسی که به خاطرهیچ زندست...

 



[ یکشنبه 16 آبان 1389 ] [ 05:58 ب.ظ ] [ آوا موسوی ] [ نظرات() ]