تبلیغات
و سپس هیچ نبود - پنجره

و سپس هیچ نبود

پنجره

مرور میکنم شب را

و هنگامی می گشایم کلاف گم شده ی چشمهایت را در آن ..

باز در این اندیشه ام ..

ای کاش این پنجره ،

میکشید ،

بار امانت آسمان را ...



[ یکشنبه 9 آبان 1389 ] [ 05:33 ب.ظ ] [ آوا موسوی ] [ نظرات() ]