تبلیغات
و سپس هیچ نبود - دلم گرفته

و سپس هیچ نبود

دلم گرفته

دلم گرفته است

دلم گرفته است

به ایوان می روم و انگشتانم را

بر پوست كشیده شب می كشم

چراغهای رابطه تاریكند

چراغهای رابطه تاریكند

كسی مرا به آفتاب

معرفی نخواهد كرد

كسی مرا به میهمانی گنجشكها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردنی است



[ پنجشنبه 6 آبان 1389 ] [ 02:18 ب.ظ ] [ آوا موسوی ] [ نظرات() ]